دوشنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۵:۲۵
۰ نفر

یکی از سؤالاتی که روزگاری خیلی آزارم می‌داد و جوابی برایش پیدا نمی‌کردم این بود که چرا بیشتر هنرمندان ما در هر ساحتی از هنر که مدنظر داشته باشیم، نسبت به جنگ هشت‌ساله بی‌تفاوت بودند.

میناب

همشهری آنلاین- عیسی محمدی: مگر کشور، کشور آن‌ها هم نبود؟ مگر سیصد و اندی هزار جوان پرپرشده، جوان هم‌وطن آن‌ها نبودند؟ اصلاً مگر مخالف این جنگ نبودند؟ حداقل اثری و موضعی ضدجنگ تولید و اتخاذ می‌کردند! اما این حجم از بی‌تفاوتی چه وجهی و دلیلی و توجیهی داشت؟ حقیقت امر درک نمی‌کردم این حجم انبوه بی‌تفاوتی را؛ خاصه از آن‌هایی که عنوان و برند هنرمند اجتماعی را هم یدک می‌کشیدند و با این عنوان، دیگر هنرمندان را نیز سلاخی فرهنگی می‌کردند…

تا اینکه این روزهای تلخ اتفاق افتاد و جواب سؤالم را گرفتم. در روزگاری که مزرعه پدری و سرزمین مادری آماح حملات ناجوانمردانه قرار گرفته و مقاومت بزرگ ایرانیان اتفاق افتاده، پس این هنرمندان کجا هستند؟ با کدامین دلیل، وجدان خود را خاموش کرده‌اند؟ بالاخره شما برای هر کاری باید دلیلی داشته باشید، ولو نادرست. شاید پیش خود تصور می‌کنند که این نبرد، نبرد دیگران است و بهتر که ما دخالتی نکنیم. آن هم نبردی که تا همین جایش، نزدیک پانصد کودک و زن شهید داشته است. شاید فکر می‌کنند احتمال تغییر هست و بهتر است امکانی برای دوره بعد نگه داریم. شاید برخورد زامبی‌های مجازی با دیگر هنرمندان را دیده‌اند و می‌ترسند. شاید… شاید… شاید… .

حقیقت امر دلیل این بی‌تفاوتی را متوجه نمی‌شوم. شاید اگر دوستان پیش از این، این‌قدر داد سخن از روحیه حساس هنری سر نداده بودند، می‌گفتیم سطح اجتماعی‌شان همین است. اما هنوز مصاحبه‌های ریز و درشت آن‌ها را به یاد داریم که با چه هیجان‌هایی، درباره همه مسائل صحبت می‌کردند، اما حالا زبان به کام گرفته‌اند. مگر نمی‌گفتید همه‌چیزمان از مردم است؟ مردم بی‌گناه دارند جان می‌دهند، پس کجایید؟ شمایی که حتی برای برخی از مصاحبه‌هایتان پول می‌گرفتید تا حرف‌های زیبا تحویل همین مردم بدهید، کجایید؟ پول‌هایی که از مالیات همین مردم بود.

  • بیشتر بخوانید:

تصاویری از آخرین وداع ملت با قهرمانانی که از میدان انقلاب تا معراج شهدا بدرقه شدند

تصویر وحدت در قاب ایران | تصاویری از اجتماع میلیونی مردم در بیعت با رهبر جدید انقلاب

تصاویری از خاص‌ترین روز قدس پس از انقلاب زیر بمباران دشمن

شاید با خودتان فکر می‌کنید ما را چه به سیاست؟ آن هم وقتی که آن رئیس‌جمهور پیر بیمار ازخودراضی، ایرانیان را مردمی با ژن پلید می‌داند که با ژن آمریکایی‌ها فرق دارند و نباید وارد کشورشان شوند. مردی که ما را چون مقاومت می‌کنیم، امپراتوری شر می‌داند و حتی پایش برسد، از تهدید هسته‌ای هم ابایی ندارد. واقعاً خون ایرانی‌تان به جوش نمی‌آید؟

سؤال اصلی این است که اگر حالا نه، پس کی؟ یعنی اگر همه‌چیز آرام گرفت، باز هم می‌توانید به چشمان ما خیره شوید و از مسئولیت اجتماعی و هنر متعهد بگویید؟ آن هم برای مایی که رگ گردن شما و عصبانیت‌تان را در اختلاف‌های مالی با دیگر همکاران و… دیده‌ایم.

چند روز پیش که سوار مترو بودم، دیالوگ جالبی نظرم را جلب کرد. یکی به آن دیگری می‌گفت که این حضور، حتی از نماز هم واجب‌تر است؛ چرا که قضای نماز را می‌شود به‌جا آورد، اما اگر در این فقره کوتاهی شود، شاید دیگر هیچ‌وقت نشود قضایش را به‌جا آورد و برای همیشه از دست می‌رود. نگاه به ظاهرشان کردم؛ متوجه شدم دارند به راهپیمایی قدس می‌روند. راستش از این جمله خیلی جا خوردم. دیدم چه حقیقت بزرگی در آن پنهان شده. بعضی کارها دیگر قضایی ندارند، مثل همین تمام‌قد پشت ایران ایستادن.

اگر امروز میهن‌پرست نباشی، فردا دیگر به چه درد می‌خورد؟ راستش را بخواهید، با خودم می‌گویم چنین هنرمندان بی‌صدایی، از امثال هنرمندان گریخته از وطنی که امروز در کنار اجنبی، برای ویرانی سرزمینمان هلهله می‌کنند هم کمترند. آن‌ها دست‌کم یک واکنش اجتماعی دارند و دلیلی برای وطن‌فروشی‌شان پیدا کرده‌اند، ولی این‌ها در زمانه پرسروصدای پرآشوب وطن، تنها به سکوت پناه برده‌اند. بی‌اعتنا به این حقیقت بزرگ که: مسئولیت بزرگ اجتماعی فراموش‌کرده امروزشان، دیگر برای همیشه از دست خواهد رفت و بازگشتی نخواهد داشت و این با روح هنر متعهد، در تضاد است…

کد خبر 1024043

برچسب‌ها

دیدگاه خوانندگان امروز

پر بیننده‌ترین خبر امروز

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha